السيد اليزدي ( مترجم : القمي )

91

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )

در وقت وضو تغيير ميافت ( پانزدهم ) خواندن سوره انا أنزلناه در حال وضو ( شانزدهم ) خواندن آية الكرسي بعد از آن ( هفدهم ) آنكه در وقت شستن صورت چشمهاى خود را باز كند ( فصل پنجم ) در مكروهات وضوء است ( أول ) استعانت به غير كردن در مقدمات قربيه آن مثل اين كه غير آب بريزد در دست أو واما شستن غير اعضاى وضوء أو را پس جايز نيست ( دوم ) خشك كردن آب وضوء را به دامن وآستين ونحو آن بلكه مطلق خشك كردن اگر چه به آتش وآفتاب باشد ( سيم ) وضو گرفتن در مكاني كه استنجاء كرده است در آنجا ( چهارم ) وضو گرفتن از ظرفى كه طلا كوب يا نقره كوب باشد يا صورت در آن نقش كرده باشند ( پنجم ) وضو گرفتن به آبهاى مكروهه مثل آب در آفتاب گرم شده وآب غساله از حدث أكبر وآب متعفن وآب چاه پيش از نزح مقدار آن وآب قليلي كه در آن مار يا عقرب يا وزغ مرده باشد وآبى كه دست حائض بان رسيده باشد وآب نيم خورده موش وأسب وقاطر والاغ وحيوان نجاست خوار ومرده خوار بلكه هر حيواني كه گوشت آن مأكول نباشد ( فصل ششم ) در افعال وضوء است ( أول ) شستن روى وحد آن از رستنگاه موى تا اخر زنخ است طولا ومقدارى كه انگشت ابهام ووسطى فرا گيرند عرضا وكسى كه انزع است يعنى موى پيش سر نداشته باشد يا أغم است يعنى زيادة از متعارف موى پيش سر داشته باشد يا صورت ودست أو از حد متعارف خارج باشد بايد هر كدام از اينها رجوع بمتعارف كنند پس انزع واغم ملاحظه كنند كه كسى كه صورت أو از متعارف خارج نيست موى پيش سر أو كجا است ودر وضو چه مقدار شسته مىشود انها نيز اين مقدار را بشويند وهكذا نسبت به كسى كه دست وصورت أو از متعارف خارج باشد وواجب است اجراء آب پس كفايت نمىكند مسح وحد جريان آنست كه آب از جزئي بجزء ديگر منتقل شود واگر چه باعانت دست ماليدن باشد وكفايت مىكند استيلاء آب بر محل واگر چه جارى نشود به شرط آنكه شستن صدق كند وواجب است ابتداء با على وشستن از بالا به پائين به نحوى كه در عرف صدق كند كه از بالا به پائين شست وجايز نيست عكس آن وواجب نيست شستن زير موى بلكه واجب است شستن ظاهر آن ومساوى است موى ريش وشارب وابرو در اين حكم به شرط آنكه صدق كند احاطه مو بر محل والا لازم است شستن به شرط كه ظاهر است در ميان موها ( مسألة 1 ) واجب است داخل كردن مقدارى از أطراف حد از باب مقدمه وهم چنين جزئي از